آذربايجان شناسي

افسانه سومقاییت (1)

کاروان در صحرای آبشرون پیش می‏رفت ... مانند هر روز، در روز هفتم نیز آقتاب بی‎امان شعله‏های گرم خود را بر زمین می‏افکند. کاروانیان خسته و نزار گشته بودند. در آن اطراف حتی یک قطره آب نیز پیدا نمی‏شد. خطر مرگ کاروان را تهدید می‎کرد. رئیس ریش‎سفید کاروان، مردان هم‎سفر را گرد خویش جمع می‏کند. کوه‏های بلند واقع در دوردست را نشان می‏دهد و می‏گوید: «آب حیاتی که ما و خانواده و کاروانمان را نجات می‏دهد در پشت آن کوه است . کوه راه آب را مسدود ساخته است. باید آن کوه را شکافت...».

افراد تشنه و خسته سرهایشان را به زیر می‏افکنند. با مشاهده این وضعیت جوان چهارشانه‏ای بنام  «سوم» (Sum) پیش می‏رود، و از رفتنش برای آوردن آب سخن می‏گوید.

«سوم»  از کاروان دور می‏شود ... به زودی آب در دشت خشک جاری می‏گردد. «سوم» قهرمان نیز ... برنمی‏گردد. جیران، نامزد سوم دستش را به سوی آب دراز می‏کند و او را صدا می‏زند: سوم، قاییت ! ... سوم ، قاییت! ( سوم برگرد)

خبری از سوم نمی‎شود ... امید جیران به ناامیدی مبدل می‏گردد ... جیران با تمام وجودش عدم بازگشت یار محبوبش را حس می‏کند و مفهوم پوچ زندگی در فقدان سوم را درک می‏نماید. پس خود را در دریاچه‏ای که از آب جاری شدهخ توسط سوم ایجاد شده بود می‏اندازد... جیران در آب غرق می‏گردد.

کاروان بعد از کمی استراحت، آرام آرام به راه خود ادامه می‏دهد. مردم به هنگام عبور از کنار کوه، با دیدن منظره عجیبی مبهوت می‏شوند: کوه به شکل پنج انگشت است ... آنها همه چیز را می‏فهمند. دست «سوم»! می‏گویند سوم جهت شکافتن کوه، صخره‏های بزرگ را یکی یکی جا به جا می‏کرد. در این هنگام در خاک فرو رفته بود. سپس بیرون امده و دست خود را به عنوان یادگار باقی گذاشته و رفته بود ...

از آن زمان به بعد محل جدا شدن «سوم» از کاروان «سومقاییت»(سوم برگرد)، نام دریاچه «جیران باتان» (محل فرو رفتن جیران) و نام کوه «بئش بارماق» (پنج انگشت) شده است.

منبع: اسرار اعلام جغرافیایی

نویسنده : سجاد حسینی : ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ بهمن ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

تبریز

تبریز یکی از بزرگترین و کهن‏ترین شهرهای دنیای شرق است. درباره قدمت تبریز همین بس که در هر فصل کاوش باستان شناسی در محوطه مسجد کبود قدمت تمدن این شهر هزار سال افزایش می‏یابد. تبریز بعد از اسلام رشد کرد و قوی سبقت را از اردبیل و مراغه ربود و مرکزیت ولایت آذربایجان بدان انتقال یافت. تبریز در ادوار مختلف تاریخ پایتخت حکومت های خرد و بزرگ گشت و از این لحاظ در ایران در جایگاه نخست قرار دارد. تبریز در دوره مغول و ایلخانان یک ابرشهر بود و این بزرگی و عظمت تا دوران قاجار تداوم داشت. تنها عاملی که شکوه و عظمت این شهر را در هم می شکست زلزله ها و سیل های متعدد و دهشتناک آن و جنگ های خانمان سوز با کشورهای همسایه بود.

تبریز به صورت توریس، تبرمئس، توریژ و توری نیز تلفظ گشته است. امرزوه برخی اهالی نام شهر را به صورت «تربیز» نیز تلفظ می کنند. روایتی در خصوص بهبود بیماری تب زبیده عباسی همسر هارون رشید در  این شهر و اطلاق نام تبریز بدان افسانه ای بیش نیست. آنچه ثابت شده این است که تا صد سال پیش عوام نیز این شهر را توری می نامیدند و هر پژوهشی در خصوص یافتن وجه تسمیه این شهر باید معطوف واژه توری شود.

تبریز القاب گوناگونی دارد. معروف ترین و تاریخی ترین لقب این شهر، «دارالسلطنه تبریز» است. این لقب در سرتاسر عصر تیموری، صفوی و قاجار بدین شهر داده شد. تبریز را «شهر اولین‎ها» نیز می‏نامند. چرا که در راه کسب دستاوردهای نوین بشری در قرون اخیر در ایران پیشگام بوده است. تبریز «شهر بدون گدا» نیز نامیده می‏شود. فعال بودن سازمان  و تشکل های مردمی خیریه در این شهر باعث شده که سنت نکوهیده تکدی گری از این شهر رخت بربندد. تبریز را «شهر ام الهیئات» هم می‏نامند چرا که این شهر بیشترین هیئت های مذهبی جهان تشیع را داراست و در تمامی ایام سال مراسم مذهبی این هیئت ها برقرار است.

نویسنده : سجاد حسینی : ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

قره داغ

قره داغ، قراداغ، قاراداغ، قراجه داغ و یا قرجه داغ، یکی از مهم‏ترین ولایت‏های آذربایجان به شمار می‏آید. این منطقه در جنوب رود ارس قرار دارد و بدین علت در برخی از منابع تاریخی به شکل ارسبار نیز از آن یاد شده است. در دوره پهلوی نیز بیشتر بر عنوان اراسباران تأکید شد که البته تفاوت‏ عمده‏ای با واژه ارسبار داشت. مردم محلی ارسبار را با شکل «آراز بار» و یا «اَرَز بار» تلفظ می‏کنند.

قره داغ از امروزه در محدوده شهرستان‏های اهر، کلیبر، ورزقان، بخشی از مرند، جلفا و هریس قرار دارد. قره داغ از محالات  متعددی  چون دیزمار، اوزومدل و... تشکیل شده است.

قره داغ در تاریخ به عرفان و موسیقی معروف بوده است.

بزرگترین عاشیق‏های آذربایجان همواره از قره‎داغ برخاستند.

قره داغ به مفهوم کوه بزرگ است و همچنان که از نامش بر می‏آید منطقه ای کوهستانی با پوشش جنگلی بوده است.

در طول تاریخ اهر مرکز قره داغ بوده است.

نویسنده : سجاد حسینی : ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

شرور

شرور نام منطقه‎ای در جمهوری خودمختار نخجوان است. این منطقه در منتها علیه شمال غربی نخجوان و مابین ایران و جمهوری ارمنستان واقع شده است.

شرور در تاریخ از اهمیت فراوانی برخوردار است. چرا که مهم‏ترین جنگ میان صفویان (شاه اسماعیل صفوی) و آق قویونلوها (الوند آق قویونلو) در 907 هجری قمری در این منطقه رخ داد و به شکست آق قویونلوها منجر شد. بعد از نبرد شرور شاه اسماعیل به تبریز رفت و در آنجا بر تخت نشست و مذهب تشیع را در ایران رسمیت بخشید.

نویسنده : سجاد حسینی : ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

شوشا

شهر شوشا مرکز قراباغ کوهستانی می‏باشد. این شهر در منابع مختلف به اشکال شیشه، شوشی، شوشا و... آمده است. شوشا به دلیل نقش پناه خان جوانشیر در تأسیس آن به پناه آباد نیز معروف بوده است.

شوشا به زودی به یکی از مراکز شعر و موسیقی در منطقه مبدل گشت.

محاصره این شهر توسط آغا محمد خان قاجار و اشعار رد و بدل شده بین او و ملا پناه  واقف ، وابسته به دربار خانات جوانشیر، در تاریخ معروف است:

آغا محمد خان قاجار:

ز منجنیق فلک سنگ فتنه می‏بارد

تو ابلهانه گرفتی میان شیشه قرار

ملا پناه واقف:

گر نگهدار من آنست که من می دانم

شیشه را در بغل سنگ نگه می‏دارد.

نویسنده : سجاد حسینی : ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

باکو

باکو پایتخت جمهوری آذربایجان است. باکو در جغرافیای تاریخی قدیم جزئی از منطقه شروان و یا شیروان بود. باکو زمانی در منطقه شروان شهری درجه دو بود. بعد از دو زلزله هولناک در شهر شماخی، مرکز شروان، و اکتشاف نفت به صورت مکانیکی در باکو، این شهر به مرکزیت شروان در آمد. از آن پس باکو مسیر رشد و توسعه را پیمود و به زودی به مهم‏ترین شهر مسلمان نشین‎های قفقاز جنوبی مبدل گشت.

باکو در 1918م. به عنوان دومین پایتخت جمهوری آذربایجان بعد از گنجه انتخاب شد.

باکو در دوران جمهوری سوسویالیستی کمونیستی آذربایجان شوروی و جمهوری آذربایجان همچنان پایتخت این کشور بود.

باکو در زبان روسی و انگلیسی نیز به صورت باکو تلفظ می‏گردد. مردم آذربایجان آن را «باکی» می‏نامند. در منابع جغرافیای تاریخی به اشکال باکو، باکوه، باکه و بادکوبه آمده است.

در تاریخ همواره به نفت معروف بوده است.

نویسنده : سجاد حسینی : ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

کندوان

کندوان یکی از معروف‎ترین روستاهای جهان واقع در حوالی شهر تبریز است. ویژگی خاص این روستا، معماری منحصر به فرد آن می‏باشد. به نحوی که تمامی خانه‏های قدیمی این روستا در قلب کوه‎ها و سنگ‏ها تراشیده شده‎اند. البته روستاهای صخره‎ای دیگری نیز در جهان وجود دارد اما تفاوت کندوان با سایر روستاهای شبیه خودش در ترکیه و مکزیک آن است که در کندوان همچنان زندگی تداوم دارد. مردم در دل صخره‎های آتشفشانی سهند زندگی روزمره خود را تداوم می‎دهند. نماز می‎خوانند. برای امام حسین(ع) عزاداری می‏کنند. در درمانگاه صخره‎ای بستری می‎شوند و توسط پزشک روستا مداوا می‏گردند. در طویله‎های صخره‎ای گاو و گوسفندهایشان را نگهداری می‎کنند. کندوانی‎ها خیلی مهمان نوزاند و با روی گشاد اجازه می‎دهند هر مهمانی وارد خانه‏هایشان شود و از آن بازدید نماید. یکی از اهالی بومی می گفت پول‏های کلانی برای خرید خانه‏های صخره ای به ما پیشنهاد می‎شود اما ما این روستا را مانند جانمان دوست داریم.

در اینجا جان و روح این مردم روستایشان ست. این را حتی می‏شود از عنوان قدیمی‏تر روستا نیز فهمید: «کند جان»

در اسناد تاریخی، پسوند نام‏های خانوادگی و در لهجه محلی مردم می‏شود با لغت «کند جان» که قدیمی‏ترین عنوان این روستاست، برخورد کرد. وجه تسمیه «کندجان» از دو منظر قابل بررسی است: بخش نخست این واژه «کند» در زبان ترکی به معنای روستاست و در فارسی از مصدر کندن برگرفته شده است. لغت جان نیز دارای دو مفهوم است. نخست به معنی روح و دوم به مفهوم مکان . بر این اساس دو وجه تسمیه ذیل از این لغت اخذ می‏گردد:

1-    روستایی که جان و روح مردمشان است.

2-    محلی که کنده شده است.

کندوان در آذربایجان به سرزمین فرهادان گمنام تاریخ معروف است.

نویسنده : سجاد حسینی : ٤:۱٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

قره قویون

واژه «قره قویون»، «قرا قویون» و یا «قارا قویون» از واژگان معروف تاریخی و جغرافیایی می باشد. این عنوان از دو لغت ترکی قره یا قرا یا قارا (به معنی سیاه و به مفهوم استعاری بزرگ و زیاد) و قویون ( به معنی گوسفند ماده) تشکیل شده است. در دوران قبل از صفویه حکومتی با نام «قرا قویونلو» در منطقه آذربایجان و عراق عجم، آناطولی شرقی و جزیره تشکیل گشت. در همین اراضی قبایل و سکونتگاه های متعددی به نام قره قویون وجود دارد که به نظر می رسد یادگاری از آن حکومت و اتحادیه ترکمانی بوده است. معروفترین این مناطق در آذربایجان غربی شهرستان ماکو و در کرکوک عراق می باشد.

اکثرقره قویونلوهای ایران و عراق  ترک و شیعه هستند.

در باره وجه تسمیه قره قویون بحث های متعددی وجود دارد. برخی این را به توتم‎های اقوام ترک ربط می‎دهند و برخی آن را الهام گرفته از نظام عشایری و دامداری می‎دانند. این عقیده هم وجود دارد که آرم قبیله‎ای و حکومتی قره قویونلوها به شکل گوسفندان سیاه بود.

نویسنده : سجاد حسینی : ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

چالدران

نام شهر و منطقه‏ای در آذربایجان غربی است. مشهورترین حادثه تاریخی مرتبط با این منطقه جنگ معروف چالدران در سال 920 هجری قمری مابین شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی است. در این جنگ صفویان از عثمانی ها شکست خوردند. تعداد کثیری از فرماندهان قزلباش کشته شدند و از همه مهم‎تریم تاجلی خانم همسر سوگلی شاه اسماعیل به اسارت عثمانیان درآمد. یکی از دلایل شکست در این جنگ مکان یابی اشتباه صفویان برای مقابله با دشمن بود. چرا که چالدران دشتی مسطح و بدون عوارض جغرافیایی بود. حال اینکه صفویان می توانستند میدام معرکه را به مناطق کوهستانی اطراف این دشت بکشند. به دلیل این نبرد مزارات مشهور شهدای چالدران در این دشت قرار دارد که مشهورترین مزار مربوط به شیخ صدرالدین از درباریان صفوی می باشد.

مرکز منطقه چالدران شهر قره عینی می باشد. نام این شهر در برخی از منابع جغرافیایی و تاریخی به صورت «قرا آینی» آمده است. نام این شهر در دوره های متاخر به شکل سیه چشمه در آمد. که ترجمه عنوان ترکی- عربی قره عینی می باشد.

نویسنده : سجاد حسینی : ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نخجوان

نخجوان یکی از قدیمی‎ترین شهرهای شرق عالم، واقع در شمال رود ارس و منطقه قفقاز جنوبی است. در منابع قدیمی از این شهر با نام های «نشوی» و «نخچوان» نیز یاد شده است. برخی نخجوان را صورت  تغییر یافته واژگان «نقش جهان» می‎دانند. به علت وجود داستان‏ها و حکایت‎های فراوانی از نوح نبی (ع) در نزد مردم این دیار، برخی نام شهر را «نوح چیخان» (خاستگاه نوح) می‏دانند. حتی آرامگاهی منسوب به نوح نبی (ع) در حوالی این شهر وجود دارد. عده‎ای از محققان نیز نخجوان را شکل تغییر یافته واژه «نخجیرگاه» به معنای محل شکار می‏دانند.

نخجوان به دلیل شخصیت‏های برجسته ای چون هندوشاه نخجوانی، شاعر، ادیب و مورخ قرن هشتم، معمار عجمی نخجوانی در تاریخ مشهور است.

نخجوانی‏های ساکن در تبریز همواره اهل فرهنگ و ادب بوده‎اند. برادران نخجوانی حاح محمد و حاج حسین نخجوانی، بزرگترین خیرین کتابخانه‎های ایران هستند که به همت ایشان کتابخانه ملی تبریز تأسیس شد و مجموعه گرانسنگی از کتب خطی و چاپ سنگی در آن گردآوری شد. صدیقی نخجوانی نیز از شاعران برجسته معاصر ایران به شمار می‎آید.

نخجوان بعد از عهدنامه ترکمانچای جز قلمرو روسیه تزاری قرار گرفت. این شهر و منطقه بعد از انقلاب 1917 م. روسیه در قالب کنفدراسیون ماورای قفقاز قرار گرفت. با استقلال جمهوری آذربایجان در 1918م. نخجوان نیز یکی از ولایت‏های این جمهوری اعلام گشت. همچنین در این سال‎های جمهوری مسلمان کوچکی بنام جمهوری آراز در اراضی نخجوان تشکیل شد. نخجوان در اتحاد جماهیر شوروی جمهوری خودمختاری بود که به جمهوری آذربایجان وابسته بود. این وضعیت در بعد از فروپاشی شوروی نیز تداوم یافت.

نخجوانی‎های شیعه و محب اهل بیت(ع) هستند. سحاب الدموع مقتلی است که ملا محمد نخجوانی در مرثیه امام حسین (ع) نوشته است.

نویسنده : سجاد حسینی : ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ دی ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد